close
تبلیغات در اینترنت
دفتر اشعار نیره کاشی + دوباره کعبه ترک خورد برای تو غم و محراب را مهیا کرد و بهترین دم و محراب را مهیا کرد و دید اهل زمانه تو را نمی فهمند چکید نم نم و محراب را مهیا کرد چقدر چاه صبوری کند؟ برای غمت - ندید محرم و محراب را مهیا کرد خودش زنانه ترین کینه را تدارک دید و ابن ملجم و محراب را مهیا کرد دوباره کعبه ترک خورد بین پیشانیت خدا خودش همه اسباب را مهیا کرد ای کاش که با غمت تنی تر باشیم  ای کاش که با غمت تنی تر باشیم از بار غم تو منحنی تر باشیم خوب ست پر از شور حسینی هستیم صبری بده گاهی، حسنی تر باشیم
پنجشنبه 24 آبان 1397
دفتر اشعار نیره کاشی 


+ دوباره کعبه ترک خورد



برای تو غم و محراب را مهیا کرد

و بهترین دم و محراب را مهیا کرد

و دید اهل زمانه تو را نمی فهمند

چکید نم نم و محراب را مهیا کرد

چقدر چاه صبوری کند؟ برای غمت -

ندید محرم و محراب را مهیا کرد

خودش زنانه ترین کینه را تدارک دید

و ابن ملجم و محراب را مهیا کرد

دوباره کعبه ترک خورد بین پیشانیت

خدا خودش همه اسباب را مهیا کرد
ای کاش که با غمت تنی تر باشیم 






ای کاش که با غمت تنی تر باشیم


از بار غم تو منحنی تر باشیم

خوب ست پر از شور حسینی هستیم

صبری بده گاهی، حسنی تر باشیم


+ رباعی امام زمان (عج)
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 3 sitecup1
0 5 sitecup1
0 5 sitecup1
0 12 sitecup1
1 75 tehranloole
0 20 vahiddgn
0 17 vahiddgn
0 23 vahiddgn
0 16 vahiddgn
0 16 vahiddgn
0 20 sangriz
0 23 sabajalalvand73
0 19 sabajalalvand73
0 22 sitecup1
0 22 masoome
0 21 sitecup1
0 19 sitecup1
0 16 sitecup1
1 32 bhrprn
0 47 fns4565
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
عشقــــ...!
و عشق را 
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشقــــ که زوری نیست...♡

لایق وفا باشی او جفا کند سخت است

مثل یک غریبه اگر با تو تا کند سخت است

 مست دیدنش بشوی، غرق بوسه اش بکنی

 او برای یک لبخند پا به پا کند سخت است

 اسم کوچکش دایم ذکر هر شبت باشد

 او به نام فامیل ت اکتفا کند سخت است

 عاشقی که زوری نیست، چاره غیر دوری نیست!

 او برای این دوری هی دعا کند سخت است...

دوستت دارم....

حتی یک بار نگفتی: دوستت دارم 


فکر کن...! کنکور بدهی اما نتیجه اش اعلام نشود! 

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 331
  • کل نظرات : 137
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 112
  • افراد آنلاین : 6
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 464
  • گوگل امروز : 2
  • آی پی امروز : 83
  • بازدید دیروز : 617
  • گوگل دیروز : 11
  • آی پی دیروز : 77
  • بازدید هفتگی : 2,523
  • بازدید ماهانه : 8,908
  • بازدید سالانه : 76,622
  • بازدید کل : 607,695
  • اطلاعات
  • امروز : پنجشنبه 24 آبان 1397
  • آی پی شما : 54.91.203.233
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
تنهایے

تنـہــایے بــכ اωـت! 

امـا بـכتـر از آن، 

ایـטּ اωـت ڪـہ بـפֿـواهے تنــہــایے ات را با آכҐ هـاے مجـازے پر ڪنـے؛ 

آכҐ هایے ڪــہ بـوכ و نبـوכشاטּ بـہ روشـטּ یا פֿـامـوش بوכטּ یڪ چراغبـωـتگے כارכ !

نیستی...

میان این همه مهمان ، 


چقــدر تنهایم ! 

وقتی ، 

در بین این همه کفش ... 

کفش های تو 

.... نیست ! 

بال های عاشق من...

آن پرنده که در آسمان می بینی کبوتر نیست ! 


" دوستت دارم "های جَلد من است که دارد بال بال می زند... 

نظر سنجی
چند سالتونه؟






نظر سنجی
چه مطالبی مورد پسندتون هستند؟









نظر سنجی
موقع تنهایی موسیقی های کدوم رپر رو گوش میدید؟







خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
دفتر اشعار نیره کاشی
  • تعداد بازدید : 113
  • دفتر اشعار نیره کاشی



    + دوباره کعبه ترک خورد



    برای تو غم و محراب را مهیا کرد

    و بهترین دم و محراب را مهیا کرد

    و دید اهل زمانه تو را نمی فهمند

    چکید نم نم و محراب را مهیا کرد

    چقدر چاه صبوری کند؟ برای غمت -

    ندید محرم و محراب را مهیا کرد

    خودش زنانه ترین کینه را تدارک دید

    و ابن ملجم و محراب را مهیا کرد

    دوباره کعبه ترک خورد بین پیشانیت

    خدا خودش همه اسباب را مهیا کرد
    ای کاش که با غمت تنی تر باشیم 
    ای کاش که با غمت تنی تر باشیم
    از بار غم تو منحنی تر باشیم
    خوب ست پر از شور حسینی هستیم
    صبری بده گاهی، حسنی تر باشیم
    + رباعی امام زمان (عج)
    چشمم همه جا پیِ نشانت باشد
    دل، کفتر جَلد جمکرانت باشد
    این جمعه بشارت ظهورت، ای کاش
    عیدی تمام شیعیانت باشد
    + کودکانه ای برای امام خوبیها
    یه مرد قد بلند بود
    با یه عبای مشکی
    صورت مهربون داشت
    با ابروهای مشکی
    همیشه مهربون بود
    با بچه ها، بزرگا
    ریشای پنبه ای داشت
    مثل بابابزرگا
    یه دنیا قاصدک تو
    باغ چشاش رها بود
    تو آسمون چشماش
    جشن ستاره ها بود
    همیشه روی لب هاش
    خنده سبد سبد بود
    یه دنیا گفتنی داشت
    حرفای خوب بلد بود
    با حرفای قشنگش
    خوبی رو یادمون داد
    با روشنی چشماش
    راهو نشونمون داد
    + گنجشک کوچکی که پریدن بلد نبود!
    هر چند سهمم از تو به جز دست رد نبود
    قلبم به غیرِ تا تو شمردن، بلد نبود
    ده، بیست، سی، چهل، ولی این بار طاقتِ 
    اینکه نبینمت برسم تا به صد، نبود
    و چشم باز کردم و دیدم تو نیستی
    حتّی نشانه ای که دلم خوش شود، نبود
    مانند یک پرنده پریدی، سفر به خیر! 
    امّا قبول کن، دلم آنقدر بد نبود-
    که بی خبر ولش کنی آن روزها که مرگ
    در می زد و کسی که به دادش رسد، نبود.
    می خواست تا تو پر بزند تا به آسمان
    انگار شوق اینکه پری، وا کند، نبود.
    حالا غروب ها به افق خیره می شود 
    گنجشک کوچکی که پریدن بلد، نبود
    + بی بی سلام! آمده ام مرهمم شوی!
    خوابم گرفته بود، تمامم سیاه بود،
    می خواستی دوباره مرا زنده ام کنی
    از پیچ و تاب جاده کشاندی مرا که باز
    با یک نگاه سرزده شرمنده ام کنی
    از راه دور، با دلی از شب کبودتر
    دلتنگ، آمدم که پُر از غم ببارمت
    آنقدر ابری ام که سراسیمه آمدم
    هم بی صدا، صدا کُنَمَت، هم ببارمت
    قدری نگاه کن به نگاه کویری ام
    بگذار از ترنّم لطف تو، تر شوم
    دریاب روح عاصی و سرگشته ی مرا
    دستی بکش به سینه ام آرامتر شوم
    چشمم به وسعت حرمت خیره مانده تا
    اعجاز عشق را به نگاهم نشان دهی
    إذن دخول خواندم و چشمم به راه که
    آرام بند، بند دلم را تکان دهی
    بی بی سلام! آمده ام مرهمم شوی
    قلبم شبیه بُهت بیابان گرفته است
    داری چه بی مقدمه اعجاز می کنی!!!!
    - خورشید می درخشد و باران گرفته است -
    بو می کشم تو را و نفس می کشم تو را
    اردی بهشت می وزد از سمت گنبدت.
    می بارم و تمام تو را سجده می کنم
    بی بی! فدای آینه باران مرقدت.
    گلدسته های آبی صحنت چقدر خوب
    تا اوج عشق، چلّه برایم گرفته اند.
    اینجا هنوز بغض ِ غریبِ تو جاری است
    اینجا تمام ثانیه ها غم گرفته اند.
    باران گرفته، دُورِ حرم گیج می خورم
    این لحظه ها مدام تو را ضجّه می زنند
    جانم فدات! بی بیِ قامت خمیده ام
    پس کوچه های شام تو را ضجّه می زنند.
    چشمم به ناکجای غمت خیره مانده است
    شب می تراود از نفس گنگِ آسمان
    گوشم پر از صدای سکوتی نگفتنی ست
    آیینه ی جمال علی! خطبه ای بخوان
    □ □ □
    از راه دور آمـــــدم امّیــــــدوار کـــه
    لبریزِ روشنی شود این سینه با خودت
    امسال خواستی که تو آغازِ من شوی
    حسن ختامِ این غم دیرینه، با خودت
    نویسنده : anis تاریخ : یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 امتیاز :
    موضوعات : اشعار بزرگان ,
    برچسب ها : دفتر اشعار نیره کاشی ,
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی