close
تبلیغات در اینترنت
پستی برای مادران عصبانی
سه شنبه 22 آبان 1397
خلاصه صفحات 40 تا 50 برای مادران عصبانی در 35 نکته



1- خیلی وقتا ما توجهی به نی نی هامون نمی کنیم تا وقتی که شروع کنن به لج کردن و اونوقت شروع میکنیم به توجه کردن و هرچی ما توجهمون رو بیشتر می کنیم بد تر میشه

این کار بدترین برخورد ممکنه 


درست و اصولیش اینه که برعکس باشیم یعنی در حال عادی توجه کافی داشته باشیم و وقت براشون بزاریم ولی اگه کار بدی کردن یا لج بازی کردن بی توجهی مطلق کنیم حالا می خواد بزنه تو سر خودش یا جیغ بزنه 

ولی اگه تو اون لحظه شما رو زد نباید اجازه بدی بدونه داد و دعوا فقط از خودت دورش کن 

اگرم چیزی رو پرت کرد اون وسیله رو بردار و اگ
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 2 sitecup1
0 4 sitecup1
0 4 sitecup1
0 11 sitecup1
1 74 tehranloole
0 19 vahiddgn
0 16 vahiddgn
0 22 vahiddgn
0 15 vahiddgn
0 15 vahiddgn
0 19 sangriz
0 22 sabajalalvand73
0 18 sabajalalvand73
0 21 sitecup1
0 21 masoome
0 20 sitecup1
0 18 sitecup1
0 15 sitecup1
1 31 bhrprn
0 46 fns4565
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
عشقــــ...!
و عشق را 
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشقــــ که زوری نیست...♡

لایق وفا باشی او جفا کند سخت است

مثل یک غریبه اگر با تو تا کند سخت است

 مست دیدنش بشوی، غرق بوسه اش بکنی

 او برای یک لبخند پا به پا کند سخت است

 اسم کوچکش دایم ذکر هر شبت باشد

 او به نام فامیل ت اکتفا کند سخت است

 عاشقی که زوری نیست، چاره غیر دوری نیست!

 او برای این دوری هی دعا کند سخت است...

دوستت دارم....

حتی یک بار نگفتی: دوستت دارم 


فکر کن...! کنکور بدهی اما نتیجه اش اعلام نشود! 

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 331
  • کل نظرات : 137
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 112
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 608
  • گوگل امروز : 6
  • آی پی امروز : 84
  • بازدید دیروز : 659
  • گوگل دیروز : 8
  • آی پی دیروز : 106
  • بازدید هفتگی : 1,267
  • بازدید ماهانه : 7,652
  • بازدید سالانه : 75,366
  • بازدید کل : 606,439
  • اطلاعات
  • امروز : سه شنبه 22 آبان 1397
  • آی پی شما : 54.221.75.68
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
تنهایے

تنـہــایے بــכ اωـت! 

امـا بـכتـر از آن، 

ایـטּ اωـت ڪـہ بـפֿـواهے تنــہــایے ات را با آכҐ هـاے مجـازے پر ڪنـے؛ 

آכҐ هایے ڪــہ بـوכ و نبـوכشاטּ بـہ روشـטּ یا פֿـامـوش بوכטּ یڪ چراغبـωـتگے כارכ !

نیستی...

میان این همه مهمان ، 


چقــدر تنهایم ! 

وقتی ، 

در بین این همه کفش ... 

کفش های تو 

.... نیست ! 

بال های عاشق من...

آن پرنده که در آسمان می بینی کبوتر نیست ! 


" دوستت دارم "های جَلد من است که دارد بال بال می زند... 

نظر سنجی
چند سالتونه؟






نظر سنجی
چه مطالبی مورد پسندتون هستند؟









نظر سنجی
موقع تنهایی موسیقی های کدوم رپر رو گوش میدید؟







خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
پستی برای مادران عصبانی
  • تعداد بازدید : 139
  • پستی برای مادران عصبانی

    خلاصه صفحات 40 تا 50 برای مادران عصبانی در 35 نکته




    1- خیلی وقتا ما توجهی به نی نی هامون نمی کنیم تا وقتی که شروع کنن به لج کردن و اونوقت شروع میکنیم به توجه کردن و هرچی ما توجهمون رو بیشتر می کنیم بد تر میشه


    این کار بدترین برخورد ممکنه 



    درست و اصولیش اینه که برعکس باشیم یعنی در حال عادی توجه کافی داشته باشیم و وقت براشون بزاریم ولی اگه کار بدی کردن یا لج بازی کردن بی توجهی مطلق کنیم حالا می خواد بزنه تو سر خودش یا جیغ بزنه 


    ولی اگه تو اون لحظه شما رو زد نباید اجازه بدی بدونه داد و دعوا فقط از خودت دورش کن 


    اگرم چیزی رو پرت کرد اون وسیله رو بردار و اگه چیز دیگه ایی رو دستش گرفت که پرت کنه سریع ازش بگیر بدونه کمترین توجه و صحبت کردنی فقط ازش بگیر و برو








    2 - من خیلی تنبیه بدنی نمی کنم. شاید تا به حال چند بار در همون حد رو دست زدن بوده . نمی دونم گاز گرفتن یا پرت کردن رو کجا دیده و یاد گرفته 

    نمی دونم می تونه مشکل توجه باشه یا نه. بیشتر حس می کنم مثل خودم زود از کوره درمیره. البته اینکه بچه های دیگه رو می زنه فهمیدم به خاطر اینه که خیلی احساس حسادت شدید داره و تا حس کنه یه بچه دیگه مورد توجه دیگرون قرار گرفته میخواد اون بچه رو از دور خارج کنه. 

    جدیدا هم با توسل به گاز گرفتن زور میگه و اسباب بازیهای دیگرون رو می گیره. 

    خیلی دارم رو خودم کار می کنم. یه سری بهم گفتن اگر کسی رو زد اصلا بهش توجه نکن و فقط بچه ای که کتک خورده رو تو بغل بگیر. این کار رو هم انجام دادم اما حقیقتش زیاد فایده ای نداره. 

    حالا امروز با فکر کردن به این تاپیک هر بار کاری کرده که عصبانیم کرده فکر کردم من می تونم عصبانیتمو نشون ندم و سعی کردم با بی توجهی بهش بفهمونم ناراحتم ازش. 

    امیدوارم که جواب بگیرم در دراز مدت








    3 - یکی از کارهای جدیدی که انجام میدم اینه که یه روزایی رو به نام روز بدون تی وی نامگذاری کردم 


    در هفته 2 یا 3 روز 


    توی این روزا پسرم اصلا tv نمیبینه 


    خودشم خیلی راضیه میگه خیلی خوبه که بعضی روزا همش بازی میکنم 


    احساس میکنم توی این روزا ارامش بیشتری داریم







    4 - اینایی که در مورد بچت گفتی هیچ چیز بدی توش نیست و خیلی هم خوبه 

    اتفاقا من شنیدم بچه های باهوش خیلی حال و حوصله قوانین و مقررات بازی ها رو ندارن 

    در ضمن همه بچه ها همینن مهم اینه که تو بازی صبرتو از دست ندی و به بازی هاش پا بدی و اجازی بدی اون به جای تو قوانینی رو مشخص کنه البته گاهی نه همیشه 


    مثلا وقتی بازی تبدیل به قطار بازی شد تو هم باهاش همون بازی رو بکن بعد اگه آشپزی شد تو هم در کنارش آشپزی کن 


    خلاصه اگه بخوایم مجبورشون کنیم اون کاری رو که ما می خوایم بکنن جز اعصاب خوردی چیزی عایدمون نمیشه 



    یه چیز دیگه 

    اینو میگم چون قبلا سوهان روح خودم کرده بودمش 


    دوست خوبم دنبال ضریب هوشی و این چیزا نباش من خودم واقعا همش استرس داشتم که آیا به اندازه کافی باهوشه 


    در حالی که مگه قرار همه نابغه بشن ما باید فقط تلاش کنیم از نظر روانی و جسمی بچه هاس سالمی داشته باشیم دیگه اینکه بچم ضریب هوشیش اونی باشه که من می خوام یا نه اصلا مهم نیست 


    سعی کن این مساله رو تا اونجا که داره از خودت دور کنی 


    فقط مامان باش و بس 


    بازی کن باهاش 

    حرف بزن بیرون ببرش 

    فیلم ببینید 

    کتاب بخونید 

    دوست باشید 

    اما به چیزایی که از قدرت ما خارجه کار نداشته باشیم 

    بهت قول میدم این کارو بکنی همه چی حله







    5 - خوشبختانه منم از اون دسته مامانایی نیستم که خیلی نگران هوش و ضریب هوشی باشم. فقط سعی می کنم تا خوب راجع به این قضیه بدونم تا اگر واقعا ضریب هوشیش بالا نبود توی یه فعالیت دیگه مشغول بشه و به خاطر عقب بودن تو یادگیری نسبت به دیگرون احساس سرخوردگی نکنه. 



    یه دوستی دارم که دخترش هشت سالشه و خیلی از کارهاش مثل پسر من بوده تو بچگی. مادرشم که دیده یادگیریش معمولیه براش سرمایه گزاری کرده روی یادگیری شنا. الان دخترش توی رده خردسالان رکورد داره . 

    منم اگر ببینم پسرکم یادگیریش خوب نیست روی فعالیتهای دیگه براش سرمایه گزاری می کنم










    7 - جالب بود چیزی که راجع به دوستت گفتی جای تحسین داره ....البته من کسایی رو میشناسم که تو دوران ابتدایی مردود شدن (باورت میشه) اما الان آدمای موفقی هستن از نظر تحصیلی 

    همینطور برعکس کسایی هم میشناسم که تمام دوران ابتدایی خیلی زرنگ بودن اما تا سطح دیپلم بیشتر ادامه ندادن 


    می خوام بگم که برای موفق بودن تو تحصیلات هوش بخشی از کاره و چیزای مهمتری هم هست مثل پشتکار و توجه بچه 

     









    8 - من قبلا دعواش میکردم گاهی هم به ندرت میزدم پشت دستش اما الان نه تا بتونم تحمل میکنم و البته همیشه این جمله از دکتر هولاکویی جلویه خودش خسچشممه و جلویه تنبیه و دعوا کردنمو میگیره 


    تنبیه بچه را تربیت نمیکند.....تنبیه بچه را دروغ گو و پنهان کار بار میاورد. 



    الان تا بتونم با زبون خوش بهش میگم کارش بده اگه دیدم محل نمیده منم محلش نمیدم بعد از چند دقیقه خودش بی خیال میشه اما یه وقتایی هم از دستم در میره متاسفانه........









    9 - جیغ کشیدن تو یه دوره سنی واسه هر بچه ایی هست 


    پسر من چون حرف زدنش تاخیر داره الانم وقتی عصبانی می شه جیغای وحشتناکی می زنه چون نمی تونه با حرف خودشو خالی کنه 


    من تو اون لحظه فقط دستمو می زارم رو گوشام و بی توجهی می کنم 

    گاهی بهش میگم اول آروم باش و با آرامش چیزی رو که می خوای بگو که منم بهت بدم 

    گاهی هم فقط تحمل باید کرد









    10 - ما هم بیشتر دعواهامون به خاطر نی نیمون هستش  


    ولی حسنش اینه که دیگه من نا ندارم درمورد مسائل دیگه به شوهرم گیر بدم و تا حدی مشکلاتت گذشته فراموشم شده 


    مثلا دیگه کلا بی خیال کارای عصاب خورد کن مادر شوهرم شدم خخخخخخخخ 



    جدای از شوخی 

    بدترین کار ممکن اینه که پدر و مادر درمورد تربیت بچه با هم دعوا کنن به خصوص جلوی خودش 


    یه وقتایی اگه تقصیر هم با بچه نیست ما باید جلوی بچه پشتیبان همسرمون باشیم 

    اول اینکه بشین با شوهرت مهربون صحبت کن بگو اگه از دست من ناراحت می شی جلو بچه بهم نگو که فک کنه تو حامیش هستی و از من حساب نبره 


    بعدشم سعتو کن که دعواش نکنی و اگرم دعواتون شد با نی نی از تنبیه و داد زدن خودداری کنی و به بی محلی اکتفا کنی









    11 - پرسش :



    سلام دوستان ...من تازه با این تاپیک آشنا شدم......چند صفحه ای رو خوندم ...خیلی تاپیک خوبیههه......... 

    دوستان توروخدا به منم کمک کنید.........من خیلی ب اعصابم.....33 سالمه یه دختر 3 ساله دارم که یه ماهه دیگه 4 سالش میشه....کارمندم.......اگه بدونین دیروز چه کار وحشتناکی کردم.......دخترمو کتک زدم اونم خیلی زیاد مثل آدمهای وحشی.......میخواست بره مهد کودک قرار بود تو مهد کودک براش تولد بگیرن...گیر داده بود که یه پیرهن نازک تابستونی اش رو بپوشه تو این هوای سرد....منم میگفتم باید لباس گرمت رو بپوشی....کلی زدمش ...تو صورتش زدم......(چقدر من احمق هستم ) 

    از مهد کودک که برگشت ..چند جای صورتش جای کبودی بود .....وااااااااااااااااایییییی به منم میگن مادر؟؟؟؟؟؟ 

    من لیاقت ندارم....خاک بر سرم.........تازه دلم سوخت...بعد از اینکه رفت مهد کودک پیرهنش رو براش بردم که مربی اش همونجا تنش کنه...وقتی رفتم مربی اش گفت تا حالا نشسته بود و هیچ کاری نمیکرد ...همینکه لباسش رو دید فوری پرید و اومد جلو و بازی کرد.......طفلک بچه ام......... 

    بنظر شما کسی مثل من پیدا میشه تو مادرااااااااااااا؟؟؟؟؟......فکر نمیکنم..... 




    پاسخ ها :



    -- چرا اینکارو کردی؟ عزیزم خب پیرهنشو میذاشتی تو کیفش و میگفتی بده مربیت اونجا تنت کنه.. آخه چرا بچه رو زدی؟ به چه گناهی؟ اینجوری به بچه هامون یاد میدیم که در برابر کوچکترین چیزی که مطابق میلشون نیست چطور رفتار کنن




    - نمیدونی چقدر ناراحت شدم وقتی پستت رو خوندم برای خودت و برای دختر گلت 


    عزیزم من کاملا درکت میکنم هم لحظه اوج عصبانیتت رو و هم پشیمونی الانت رو 


    باورت نمی شه نزدیکک بود گریه کنم وقتی پستت رو خوندم الانم بغض گلومو گرفته 


    اول می خوام دعوات کنم (نه که فک کنی من مادر نمونه ایی هستم منم از این کتکا زیاد زدم ولی واقعا باید یه کسی منو دعوا میکرد ) 


    آخه چرا زدیش روز تولدشو خراب کردی؟ جای کتکت رو صورتش مونده یه لحظه فک کن اگه یه هو می زدی و یه بلایی سرش میومد چی کار می خواستی بکنی؟ تو که آخرش لباسشو بهش دادی خب همون اول این کارو می کردی چرا بچه رو اذیت کردی



    بعد از دعوا می خوام بگم تو از اون دسته مادرایی هستی که باید هر بیای و تو این تاپیک گزارش بدی 

    هیچ کوتاهی جایز نیست اگرم گزارش تو تاپیک برات سخته به یه کسی تو خانواده گزارش بده مثلا هر شب زنگ بزن و به خواهرت بگو امروز نزدمش 


    ببین تو هر لحظه باید مواظب پرخاشگریت باشی و مدام خودتو کنترل کنی که الان من باید آروم باشم 

    الان نباید از کوره در برم 

    من حالا باید بغلش کنم به جای داد زدن 


    الان که دیگه دارم کفری میشم باید ازش دور شم نگاهشم نکنم تا وقتی آروم میشم نفس عمیق بکشم 


    الان که بچم داره کار اشتباهی میکنه باید با آرامش تذکر بدممواظب باشم داد نزنم 


    و.... 



    خلاصه من خودم مدام دارم این کارو می کنم و مدام خودمو چک میکنم و برای خودم دستور صادر میکنم و از دستورات اطاعت میکنم 


    ضمن اینکه به ناراحتی های عصبی قبل از پریودت واقف باش و اگه حالت بد بود به خودت بگو تقصیر بچه نیست من صبرم کم شده 




    عزیزم خواهش میکنم هزار بار خواهش میکنم از همین حالا بیا و رو خودت کنترل داشته باش 

    نزار دخترت هیچ وقت نبخشتت احساسی که من نسبت به مادرم دارم با وجود اینکه دوسش دارم 




    راستی پرسیده بو دی 

    بنظر شما کسی مثل من پیدا میشه تو مادرااااااااااااا؟؟؟؟؟......فکر نمیکنم..... 



    من از تو بد تر بودم خدا رو شکر الان داره 2 ماه میشه که شاید یکی دو بار فقط داد زدم اونم اگه بشه اسمشو داد گذاشت 





    - من واقعا به ذهنم خطور نمیکرد که هنوزم کسی بچشو بزنه!!!!فکر میکردم این جریانات مال 100 سال پیشه وقتی که اینهمه تحصیلکرده وجود داره وهمه افتخارشون اینه که فلان مدرکو دارن واقعا باعث تعجبه... 


    دادزدن شاید با این اعصابای داغونی که برامون درست کردن که اونم باید تحت کنترل خودمون بگیریم وبخودمون اجازه ندیم.........آخه مادرا پدرا به چه حقی ؟؟!!! ما خومون اونا رو دعوت کردیم به این دنیا چطور میتونیم اینجوری رفتار کنیم؟!! 




    - می بینی عزیزم که نه تنها هستن بلکه تعدادشونم کم نیست 


    عزیزم این چیزا ربطی به تحصیلات نداره فقط مادری که تحصیل کرده هستش از کار اشتباهی که میکنه خبر داره و بعدا دچار عذاب وجدان شدید میشه ولی مادری که تحصیلاتی نداره و آگاهیش کمه شاید کمتر این احساس بهش دست بده 


    تنبیه کردن بچه ها تو یه لحظه اتفاق میوفته وقتی من مادر حالات پرخاشگرانه داشته باشم مسلما کنترل کردنش ربطی به میزان تحصیلاتم نداره 



    صد در صد کتک زدن حتی داد زدن کار اشتباه و غیر انسانی هستش مادری که این کار رو میکنه از کارش متنفره اما مادری که با وجود داشتن این مشکل(زدن بچه) در صدد رفع مشکل بر میاد و تلاش میکنه قابل تقدیره کارش 



    حق داری عزیزم از نگاه مادرایی که چنین کاری رو هرگز نکردن حتی شنیدن در موردش هم وحشتناکه 

    به امید روزی که برای همه مادرا این مساله انقدر دور از ذهن و عجیب باشه 





    - می فهمم که الان چقدر ناراحت و عصبی هستی 

    منم دیروز یه کاری کردم خودم داشتم سکته می کردم. با پسرم رفتیم میلاد برای خرید. براش یه دونه از این ماشینهای بچه گونه گرفتم. از ماشین پیاده شده و بود و با جیغ و داد و گریه می خواست خودش ماشینو بیاره. وقتی هم که میزاشتم ماشینو ببره بدو بدو می دوید و ماشینو می کوبید تو ویترین مغازه ها. چند تا از مغازه دارها اومدن و بهم تذکر دادن. وقتی هم که بغلش کردم و ماشینو ازش گرفتم خودشو انداخت رو زمین و شروع کرد به جیغ زدن. 

    به زور از اون وسط بلندش کردم بغلش زدم ماشینو هل دادم بریم سمت پله ها که سرشو برد عقب و محکم کوبید تو صورتم بعدم شروع کرد به شدت گاز گرفتن و جیغهای وحشتناک. حیثیتم رفت. همه نگاهمون می کردن. از عصبانیت سریع بردمش توی یه راه پله و زدم تو گوشش. جای انگشتام مونده بود رو صورتش 

    تو اون لحظه دوست داشتم هم خودم بمیرم هم اون 

    نمی دونم چرا اینجوریه. چرا پسرم اینقدر بدشانسه که یه مامان عصبانی داره و چرا من اینقدر بدشانسم که یه بچه شیطون و اعصاب خورد کن دارم 

    واقعا دیروز دوست داشتم بمیریم هردومون





    - عزیزم تو بد شانس نیستی چرا که یه بچه سالم داری و سر زنده 

    پسرتم بد شانس نیست چون مادرش تو فکر تغییره و نمی خواد عصبانی باشه 



    نباید تحت هیچ شرایطی می زدیش می دونم سخته به خصوص تو محیطای عمومی و شلوغ ولی راه بهتری هم مطمعنا بوده 


    می خوام ببینم آیا بعد از اون سیلی همه چی حل شد؟ دیگه گریه نکرد؟ شیطونی نکرد؟ 


    مطمعنا این طور نشده و شاید بدتر هم شده پس اگه به نتیجه کارمون آگاه باشیم و بدونیم با کتک زدن حتی اوضاع رو در اون لحظه هم خرابتر میکنیم شاید دیگه این کارو نکنیم 

    به نظرم تو موقعیت مشابه یه همچین برخوردی جواب میده 

    وقتی بردیش تو راهرور به جای زدنش ماشین رو بزار تو کیفت و بهش بگو تا آروم نشی همینجا میمونیم 


    نهایتا یه کم گریه میکنه خودشو می ندازه رو زمین تو هم حتی نگاهش نکن هر چند دقیقه بگو اگه آروم شدی که بریم خونه 


    اگرم خواست محل رو ترک کنه باید بیاریش دوباره همونجا 



    نمی دونم چقدر جواب بده این کار من تجربه نداشتم ولی فک میکنم بهترین روش ممکن باشه 

    نمی دونم چقدر این کار عملی باشه




    پرسشگر :


    - امروز اصلاً باهاش دعوا نکردم....با هم نقاشی کشیدیم..براش یه کادوی کوچیک خریدم که از دلش در بیارم...طفلکی میگفت مامانی دوستام تو مهد کودک ازم پرسیدن صورتت چی شده منم گفتم مامانیم ویشگون گرفته....الهی بمیرم براش....ازش معذرت خواستم ... همش میومد و منو میبوسید...منو ببخش که با گفتن این حرفا ناراحتت میکنم...ولی باور کن میخوام آدم بشم.. 

    راستش من خودمم تو بچگی هام زیاد کتک میخوردم....خیلی زیاد....هیچوقت پدر و مادرم رو بخاطر کتکهایی که بهم زدن نمیبخشم(با اینکه خیلی خیلی دوسشون دارم)....شاید رفتار امروز منم نشات گرفته از زندگی گذشته ام باشه....نمیدونم.........دلم میخواد برم یه جایی که هیچکی نباشه و گریه کنم تا خالی شمممممممممممممممم..................ممنونم که سنگ صبورمی دوست خوبم 



    - همین که می خوای شروع کنی و مادر عصبانی نباشی یعنی نصف راه رو رفتی 



    منم تو بچگی کتکای وحشتناکی خوردم و صد در صد این کار ما ریشه در کودکیمون داره اما تا کی باید ادامه پیدا کنه و آدمایی با غم های مشابه خودمون تحویل اجتماع بدیم 


    این شاخه خشکیده که از زندگی گذشتمون باهامون هنوزم هستش رو باید بکنیم و دور بندازیم و تمام انرژیمون رو صرف محبت کردن و عشق دادن به بچمون بکنیم 


    باور کن ویانا جون کافیه که یه مدت دستت رو بچت بلند نشه من خودم الان دنیا رو بهم بدن دیگه این اجازه رو به خودم نمی دم که بزنمش 


    بیا یه کاری بکنیم که وقتی کوچولوهامون بزرگ شدن و از بچگیشون یاد کردن خاطرات خوش تو ذهنشون بیاد نه خاطرات تلخ کتک ها و تنبیه های بدنی 


    عزیزم این تاپیک برای همینه که بیایم در دو دل کنیم با هم و سبک شیم و کنار هم باشیم و از توانایی های همدیگه قدرت و انرژی بگیریم برای بهتر بزرگ کردن بچه هامون 



    راستی عصبانی نبودن معنیش این نیست که خودمون رو وقف بچه هامون کنیم 

    ما هم آدمیم و احتیاج داریم به خلوت و حریمی برای خودمون 


    یه وقتایی ممکنه حوصله نداشته باشیم بازی کنیم و مدام سرویس بدیم به نی نی ها خیلی طبیعی هستش و نباید احساس گنا باعث بشه که از مادر بی حوصله تبدیل به مادر عصبانی بشیم












    12 - سن 3 سالگی سنی هستش که بچه ها می خوان مستقل باشن و اگه ما مانع استقلالشون بشیم اونا هم با لج بازی جبران میکنن 


    باورت نمی شه من هر بار پسرمو دستشویی می برم گریم می گیره امروز نیم ساعت تو دستشویی بوده و آب بازی کرده آخرش با درد سر راضی شده که بشورمش 


    یا موقه لباس پوشیدن کلی اذیت میکنه 


    باید بهشون استقلال کافی رو بدیم بخشی از کاراشون رو به خودشون بدیم که انجام بدن 

    غذا خوردن رو باید دیگه عادت کنن خودشون بخورن یا مثلا لباساشون رو خودشون در بیارن و...پ 


    در مورد قرص و دارو من فقط اون داروی گیاهیی رو که تو صفحات قبل گفتم توصیه می کنم 


    خودم یه ماهی می شه داروی اعصاب مصرف میکنم اما با تجویز دکتر 


    به نظر من اگه خیلی در فشاری یه روز وقت بزار و برو دکتر ولی داروی سر خود مصرف نکن 







    13 - برای جیغ کشیدن ها دکتر میگفت فقط بی محلی جواب میده. برای ریخت و پاش هم اصلا دعواش نمیکنم چون بالاخره این طفلی ها تو این آپارتمان های قفس گناه دارن کجا انرژیشون رو تخلیه کنن. اما برای زدن دختر کوچکم خیلی مشکل دارم باهاش اصلا نمیدونم چه کار کنم اگه هیچی نگم که همش میخواد بزنه. اگه دعواش کنم لجباز میشه . اصلا نمیدونم دیگه چه کار باید بکنم.








    14 - اگه بتونی به بچه بزرگترت مسئولیت بدی باعث میشه که احساس بهتری هم نسبت به خودش و هم نسبت به خواهرش داشته باشه 


    مثلا بگو برو پوشکشو بیار اگه آورد با زبون بچگانه ازش تشکر کن به جای خواهرش خودتم تشکرکن 


    یا مثلا بزار کمکت کنه وقتی لباسای نی نی رو تنش میکنی یا هر کاردیگه ایی که از عهدش برمیاد







    15 - اگه شوهرت عصبی میشه تنها راهش اینه که سریع بچه رو ببری یه جای دیگه 


    یا اینکه مشغولش کنی 



    زمانی که شوهرت خونه نیست بهترین فرصته برای ترک این عادت از سرش 


    اونم با بی توجهی 


    اگه جیغ زد و چیزی رو خواست به هیچ وجه بهش نده که بفهمه با جیغ زدن به جایی نمی رسه و کاملا بی محلش کن وقتی آروم شد و اومد کنارت بغلش کن و ببوسش و سرشو با یه چیز دیگه گرم کن 







    16 - پسرم 2 سال و نیمه (تقریبا) بود که رفته بودیم هایپر. از این چرخ دستی ها برداشتیم و اونو نشوندیم تو چرخ. یه خورده که راه رفتیم گیر داد که خودم میخوام برونم. فکر کن تو شلوغی هایپر مدام چرخ رو میکوبید به چرخ بقیه یا باسن مبارکشون خلاصه اینکه با داد و بیداد و گریه و جیغ از اونجا اومدیم بیرون. تو ماشین گریه میکردم. باور کن تا سه یا سه ونیم سالگیش همین بود. سعی میکردیم من و همسرم با هم نریم خرید. مخصوصا که خانواده م هم اینجا نیستن که بسپارم بهشون. دیگه قرار گذاشتیم که یکیمون تو خونه یا ماشین پسرک رو نگهداریم و اون یکی بره خرید:( 


    اما الان که پسرم تازه 5 سالش شده خیلی بهتر شده. راضیم. چاره ای نیست دیگه/ باید زندگی رو با ساعت و میزان بچه هامون کوک کنیم







    17 - تنبیه میدونین چیه کوتاه ترین راه و راحت ترین راه واسه خفه کردن صدای مخالفت بچه یا گریه هاش وقتی هی بهانه میگیره هی غر میزنه احیانا جیغ میزنه چندتا میزنی تو دهنش ساکت میشه طفله معصوم اما این غر ها تبدیل میشه به فریاد تو دلش میمونه بعضی مادرها یا پدرها از این هم فراتر میرن وقتی چندتا زدن تو دهن بچه و اون دردش گرفت و حالا از درد گریه میکنه محکم تر میزنن و میگن دهنتو ببند صداتو ببر اگه ادامه بدی بیشتر میزنم و اون بچه فکر میکنین تو اون لحظه چه حالی داره یا بعدتر تو دلش چی میگذره ؟ 


    کاره سختی نیست وقتی چشماتونو باز کنین میبینین این موجوده کوچولو اون قدر بی پناهه که حتی نمیتونه دسته شما رو بگیره که نزنینش


    اون بچه مفصر نیست ما از کار اومدیم خسته ایم اون مقصر نیست ما با شوهرمون قهریم اون مقصر نیست ما با مادر شوهرمون تو یه خونه میشینیم و ناراحتیم اون مقصره هیچ کدوم نیست اما تقاص همه رو اون پس میده









    18 - داد زدن و خود زنی 2 تا کاری هستش که بچه ها نباید از ما ببینن به خصوص خود زنی چرا که کاملا الگو برداری می کنن 


    یه لحظه تصور کن پسرت رو وقتی 17 سالشه و از یه اتفاقی عصبانی میشه و شروع به خود زنی میکنه ! چقدر تصور کردنش وحشتناکه این طور نیست ؟ 


    تازه جالب اونجاست که بچه ها از ما باهوش تر هستن و روشای بد تری رو برای خود زنی استفاده میکنن 


    خدای نکرده تو با خود زنی آموز غلط آسیب رسوندن به بدن خودت رو یادش میدی هیچ می دونی خودکشی هم یه خودزنی حساب میشه 


    پس خیلی مواظب باش 

    این کار رو به هیچ وجه نکن 

    وقتی عصبانی هستی فکر تخلیه عصبانیتت نباش فکر فروکش کردنش باش تخلیه عصبانیتت هر چند روی خودت عواقب خوبی نداره 


    نهایتا وقتی عصبانی هستی شروع کن به دویدن دور خونه و یا برو صورتت رو بشور یا موهاتو شونه بزن یا آب بخور خلاصه یه کاری بکن که ذهنت منحرف شه و داد نزنی خود زنی هم نکنی عزیزم







    19 - وقتی بیرون می رید مدام رفتارای خوبشو تشویق کنید و پیش دیگران که می شینی هم تعریف کن که به خودش بباله 


    مثلا بگو ماشا... آقایی شده برای خودش 


    من گاهی یکی از کیسه های خرید رو که سبک باشه دستش میدم باور کن معجزه میکنه 


    گاهی هم اصرار میکنه که کیسه سنگین رو بده من بردارم منم اول اجازه میدم برداره وقتی میبینه زورش نمی رسه میگم بزار با کمک هم برداریم یعد یه طرف کیسه رو میدم دستش







    20 - بعد از نی نی دار شدن باید به همسرامون حق بدیم که مثل سابق نباشن چون ما هم مثل سابق نیستیم 


    من خودم اون اوایل حموم به حموم موهامو شونه می زدم خونه همیشه بازار شام بود و غذامون همیشه راحت ترین غذاها 


    شلخته ترین لباسا تنم بود و خلاصه از خودم بدم میومد 


    ولی یه دوره کوتاه بود و گذشت همینکه یه کم دیگه بگذره روال زندگیه 3 نفره دستت میاد و محبت همسرتم بر میگرده نگران نباش (البته محبتش هست اما فرصتی برای بروزش نداره) 


    درمورد مادر خوب بودن مسلما تو مادر خوبی هستی تو تنهایی و غربت داری بچتو بزرگ میکنی بالاخره مشکلاتی داره و کارت سخته البته دلیل نمیشه که مهربونیت رو از بچت کم کنی 

    خیلی خوبه که الان که سه ماهشه نگران که یه وقت بهش سخت نگیری 


    عزیزم تمام محبتت رو خرجش کن و هیچی رو دریغ نکن اگه خیلی عصبانی بودی بگیرش بغل و ببوسش همه چی حله 








    21 - ون اوایل یه وقتایی میدیدم اشتهاش کم میشه و غذا نمی خوره منم عصبانی می شدم و پیش خودم فکر میکردم این بچه دیگه کم غذا شد و دردسر من شروع شد 


    ولی تجربه بهم نشون داد هر وقت که اشتهاش کمه یه کسالتی داره و با بررف شدن مشکلش اشتهاشم بر میگرده 

    دوست خوبم بهش سخت نگیر تو این ایام 

    اگه چند روز غذا کمتر بخوره هیچیش نمیشه ولی اگه داد بزنی و دعواش کنی حتما تو روحیه اش اثر بد می زاره








    22 -  بچه ها زود میبخشن بله درسته ولی من بچه بودم مادرم کتکم میزد منم زود میبخشیدمش ولی همین الانم که اینجام هنوز اون تجربه تلخ کتک خوردن از کسی که همه پناهم بود یادم نرفته اگر زندگی مادرم ارومتر بود و اون اعصابه ارومتری داشت و بی اعصابی خودشو با کتک زدنه بچه هاش نشون نمیداد باور کنین فکر کنم کلا زندگی من عوض میشد چه روزایی به جای مادرم همدمم دوستام بودن در حالیکه باید اون میبود 


    دلم میخواد همیشه در هر حالی یادم نره دخترم این فرشته کوچولویه بی پناهم فقط یه بچه است اگه یه کاره بدو هی تکرار میکنه از رو بچگیشه نه که بخواد منو ازار بده اگه غذا نمیخوره یه مشکلی هست قصدش سوهان کشیدن به روحه من نیست دخترم کاش مشکلاته زندگی هیچ وقت منو از کوره در نبره که خدایه نکرده مثله یه دیوه وحشی بدنه نرمو نازکه تو بیفته زیره دستای گنده و پر زوره من همه زحمتایی که واسه بزرگ کردنت و تربیت کردنت میکشم با همون کتک به باد میرهههههههه 

    باور کنین ما باید دنباله یه راهی باشیم محکم تر بشیم در برابر مشکلات تا ضعف اعصاب وادارمون نکنه به اذیت کردنه بچه









    23 - خیلییییییییییییی مشکل دارم که زود عصبانی میشم از کوره در میرم و... قبلا"‌همه چی رو می انداختم گردن مشکلات زندگی و شوهر و بچه و... ولی الان می فهمم اگه من آروم باشم خیلییییییییی چیزا درست میشه... 

    به خاطر همین مدتیه داروهای گیاهی آرام بخش میخورم خیلییییی کمکم کرده 

    برای سردردها و معده دردم هم دارو گیاهی میخورم خدا رو شکر بهترم 

    برای کم خونی هم یه سری چیزا میخورم به وضوح میفهمم چقدر روی آرامش اعصابم تاثیر میذاره 

    سعی میکنم هر روز هم سیب سرخ رنده شده با عسل و گلاب بخورم خیلییییییی تو آرامشم کمک کرده 

    این روزا شرایط بهتر بوده پسرک طفل معصومم رو نزده ولی هم چنان گاهی سرش داد میزنم









    24 - من چند تا کار رو این چند وقته انجام دادم که به نظرم خیلی بهم کمک کرد: 

    1. شدیدا"‌دنبال آرام بخش های گیاهی رفتم استفاده کردم و فعلا" که تازه شروع کردم تا حدودی نتیجه گرفتم 

    2. کتاب درباره بچه ها خصوصا"‌خصوصیات و شرایطشون توی رده ی سنی ای که هستن بیشتر خوندم خیلی بهم کمک کرد بیشتر شرایط پسرمو درک کنم. مثلا"‌اگه پسر 3 سال و 4 ماهه من به بچه ها حسودی میکنه اقتضای سنشه و فهمیدم اگه الان با رفتار درستم نذارم خودشو تخلیه کنه وقتی بزرگ میشه چون در کودکی خودشو ارضائ نکرده فرد حسوذی بار میاد ، یا اینکه بچه ها توی این سن شدیدا"‌علاقه دارن استقلالشونو ثابت کنن و میخوان حتما" خودشون همه ی کارها رو انجام بدن ،‌یا اینکه توی این سن خیلی تمایل دارن برعکس خواسته ی پدر و مادر عمل کنن و یه جورایی پدر مادر رو امتحان میکنن و... 

    3.نکته ی کنکوری و مهم هم اینکه :****"کمتر پای نت می شینم"**** چون وقتی میام پای نت بلند شدنم با خداست... اونوقت تمام کارهام میمونه،‌خسته میشم،‌سر درد میگیرم،‌پسرم بیدار میشه کلافه مشم ،‌حوصلشو ندارم اونوقت===سر پسرکم داد میزنم دعواش میکنم اونم شروع میکنه بهونه گرفتن و لجبازی کردن===بعد با هم دعوامون میشه من نامادر بچه طفل معصوم رو میزنم=== اونوقت خودم ناراحت و عصبی میشم عذاب وجدان میگیرم===میشینم با خودم میگم چه زندگی بدی دارم من الهی زودتر بمیرم خلاص بشم!!!! 

    دیدید چقدر زیاد پای نت نشستن عوارض داشت! 

    الان هم بهتره برم زودتر بخوابم اومدم اینجا نشستم پسرم صبح زود بیدار میشه اونوقت سرش داد میزنم که بگیر بخواب دیوونم نکن!!! 








    25 - من انقدر از مامانم وحشت داشتم که وقتی سن بلوغم شده بود کابوسم این بود که اگه پریود بشم و مامانم بفهمه چی میشه 

    در حالی که چرا باید یه دختر از یه همچین مساله ایی که نشونه سلامت بدنشه و هیچ چیزش دست خودش نیست خجالت بکشه 

    مشکلاتمون رو جرات نمی کردیم به مادرمون بگیم خدا لااقل به من یکی خیلی کمک کرد که اتفاق بدی برام نیوفتاد وگرنه هرگز به مادرم نمی گفتم 

    بیاید با بچه هامون دوست باشیم و کاری کنیم که راز هاشون رو جز برای ما به کس دیگه ایی نگن








    26 - من پسرم گاهی در یخچال رو باز میکنه و مدام بمحکم می بنده طوری که دوباره باز میشه 

    این طور مواقع من فوری می رم و در یخچال رو محکم میگیرم که نتونه باز کنه انقدر میگیرم که خسته بشه معمولا با گریه می ره بیرون از آشپز خونه که منم می رم کنارش و آرومش میکنم و سرگرمش میکنم 


    یه مدت به محض اینکه نزدیک گاز میشه بغلش کن دورش کن و ببرش بیرون از آشپز خونه و به یه کار دیگه مشغولش کن تا از سرش بیوفته فک کنم همه بچه ها یه دوره بازی با گاز رو دارن و از سرشون میوفته








    27 - من مامانم در زمان کودکی هیچ وقت منو کتک نزد.هییییییییییییییچوقت...... 


    با اینکه مامانم 2 تا دختر داشت و 6 ماه برادرم رو حامله بود پدرم فوت کرد.ولی هیچوقت ما رو نه کتک زد ونه عصبانی بود. 

    و من هم آدم خیلی شادو سرحال و با حوصله ای هستم.و الان که پسرم 3 سال و 4 ماه داره فقط چند بار به دست و پاش زدم.ولی از بس لجباز هست.همیشه منو عصبانی میکنه و من مجبور میشم که سرش داد بزنم و گاهی اوقات (خیلی بندرت)باسن اش رو نیشگون ریز میگیرم.البته همه به من میگن که تحملم زیاده.. 


    پس سعی کنیم رفتارهای بد خودمونو گردن دیگران نندازیم.ما خودمون میتونیم خودمونو تغییر بدیم عزیزم. 


    حالا من بر عکس شما میگم اگه کوچیک بودم و خاطره بد از مامانم داشتم شاید الان تحملم بیشتر میشد.








    28 - غذا نخوردن بچه ها خیلی مساله حساسیه و نقطه ضعف ما مادرهاست 


    اما نباید بزاریم بچه ها پی به این نقاط ضعف ببرن 

    به احتمال خیلی زیاد بعد از اینکه از شیر خودت بگیریش تمایلش به غذای سفره بیشتر میشه 


    فعلا آرامش خودتو حفظ کن و بهش زیر نظر دکتر داروهای برای اشتهاش نیازه و ویتامین های مورد نیازش رو بهش بده و شیرشم ازش دریغ نکن تا انشاا.. زمان از شیر گرفتنش برسه







    29 - گه الان رفتارتون رو اشتباه انجام بدین دیگه تا آخر با رفتارای اینچنینی پسرتون روبرو میشین.... 


    بچه 1 ساله اصلا نمی دونه چنگ انداختن مو کشیدن یا گاز گرفتن چیه!!!! داره دنیای اطرافشو میشناسه (عمل وعکس العمل) پس چنگ انداختنش رو به حساب یه رفتار بد یا لوس بودنش نذارین...... 


    اصلا وبه هیچ عنوان نباید رو دست یا هیچ جایی از بدنش بزنین...تنبیه بدنی به هیچ عنوان درست نیست..تنبیه فقط باید بصورت محروم کردن از علایقش باشه ....که من احساس میکنم اینم تا قبل از 3 سال نتیجه عکس داشته باشه(البته اینو مطمئن نیستم چون هنوز دخترم 21 ماهشه وتجربه ای نداشتم) 


    بچه باید حساب ببره ولی این در صورتی اتفاق میفته که شما بدونین کی باید تذکر بدین و کی چشم پوشی کنین...ا 


    اگه مدام به بچه بکن نکن کنین بهوای اینکه باید یاد بگیره حرف گوش کنه وازم حساب ببره..دقیقا بر عکس این اتفاق میفته ...تنها وقتی بهش بگین نه نمیتونی اینکارو انجام بدی که خطری در کمینش باشه...واصلا هم در این مواقع کوتاه نیاین ...اینجا حرف حرف شماست حالا هر چقدر بخواد گریه کنه... 


    من وقتی دخترم گاز.. چنگ...جیغ.. یا مو کشید ...البته اینا به اندازه انگشتای 1 دستمم اتفاق نیفتاده...چون اصلا اینکاراشو نمیدیدم وقتی گاز گرفت هیچ حالتی تو صورتم ندید نه حرفی نه عکس العملی بجاش سرگرمش میکردم تا حواسش پرت شه..این خیلی مهمه..نه عکس العمل منفی ونه مثبت ...بعضیا دعوا میکنن بعضی دیگه میخندن اینا جفتش مخربه..بدون هیچ توضیح اضافه ای سرگرمش کنین








    30 - این گفته های یه نمونه مادر تو تاپیک بچه های بیشفعاله: 


    یک ساله بود که تونست از ارتفاع هشتاد سانتی آرگ آشپزخانه اوپن بدون کمک بالا بره و قبل از اینکه من بهش برسم خودش را از اون بالا پرت کرد توی آشپزخانه، کف آشپزخانه یه لگن پر از مایع سفید کننده بود که با صورت افتاد داخل لگن. صورتش سوخت و چشماش آسیب دید . چهل و هشت ساعت در بیمارستان بود. 


    روزی نبود که بخاطر بالا رفتن از میز ناهارخوری، میز تلویزیون، اوپن آشپزخانه، کابینت ها، تخت خواب و پرت کردن خودش آسیب نبینه. 


    هر بار پارک رفتن و زمین بازی رفتن مساوی بود با یه جراحت عمده و بزرگ 


    دو سال و نیمش بود که دو هفته گذاشتمش پیش مادرم و رفتم مسافرت. با سر رفته بود توی یه شیشه قدی بزرگ و صورتش چند تا بخیه خورده بود. 


    چند ماه بعدش سیم یخچال را که کاملا محفوظ بود در یک لحظه بیرون کشید و با دندان گازش گرفت. برق گرفتش و پرتش کرد. دهان و لبهاش سوخت و .... 


    لباس مرد عنکبوتی را که براش کادو آورده بودند پوشید و رفت بالای میز ناهار خوری و درست مثل مرد عنکبوتی پرواز کرد... 

    بینی اش شکست 


    از هفت هشت تا پله پایین پرید و استخوان لگنش ترک خورد و سه ماه تمام توی گچ بود. 


    برای به دست آوردن یه بادکنک از یه کمد دو متری بالا رفت و از اون بالا با بادکنک پرید پایین. فقط دو تا انگشتش مو برداشت. 


    پیش دبستانی بود که از دیوار سه متری توی حیاط با کمک دخترعمویش بالا رفت که توپ را از میان شاخه های درخت بیاره پایین ، اولین تولد دخترم بود. از اون بالا پرت شد پایین و بیهوش شد. 


    خدا می دونه چه به روزمون اومد . بیست دقیقه بیهوش بود. با یه عالمه خونریزی. چهار روز بیمارستان بستری بود. صورتش تا مدتها به قدری متورم بود که قابل نگاه کردن نبود. 


    کلاس اول بود که با صورت توی حیاط خورد زمین. دو تا دندان جلویی بالا از ریشه در آمد و فکش هم شکست 


    و ..... 


    اینا نمونه های بزرگی از این مثنوی هفتاد من است.. 


    اینم تاپیکشهhttp://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=76090&PageNumber=246








    31 - پرسش :


    - میخوام بدونم از کی باید نظم رو یاد بگیره اگه در مقابل خواسته ی من مقاومت کرد چه رفتاری باید نشون بدم؟ 

    چقدر بزارم تلوزین نگاه کنه آخه فقط همون موقعست که راحنم و کاری به کارم نداره. 


    وقتی چیزی رو پرت میکنه چی کار کنم.وقتی باباش یا خودم یا کس دیگه ای رو میزنه چی کار کنم؟ 


    وقتی چیزی میخواد که نمیشه بهش داد چی بگم؟ 


    وقتی میرم مهمونی چی کار کنم با بچه های دیگه بازی کنه و سر سفره غذا بخوره؟ 


    وقتی جیش داره و در مقابل قربون صدقه ی من نمیره جیش کنه و هی برام اشوه میاد چی کار کنم؟ 


    وقتی از خستگی چشماش متورمه و حاضر نیست بخوابه چی کار کنم؟ 


    و هزار تا سوال دیگه...




    پاسخ ها :


    - این مشکل همه ماست که گفتی البته شدت کارا فرق میکنه باید بگم سرشت تمام بچه های 2تا 3ساله اینطوری ومقطعی وگدراست تواین سن جون بچه ها میخوان خودشنو نشون بدن کارای عجیبی انجام میده . 

    وقتی چیزی رو پرت میکنه باید اروم دستشو بگیری وبا صدای محکم نه بلند طوری که تحکم رو از صدات بفهمه بهش بگی که کار زشتی نباید انجام بدی اگه تکرار کرد باید حواسشو پرت کنی . 

    اینکه کسی رو میزنه عادات بد بچه هاست که خود منم باهاش درگیرم ولی تازگی کم شده میدونی چرا مارو میزنه چون ما بچه هارو زدیم واونم یاد گرفته ولی اگه کسی رو زد باید دستشو بگیری وبهش بگی باید اینکارو نکنی درد داره . 

    اینکه چیزی رو میخواد که نباید بهش بدی بهش ندی حتی برای یه ثانیه اگه گریه ودادو فریاد کرد جوابشو نده چون اگه فقط یه بار با شیوه گریه یا دادو فریاد یا جیغ بهش بدی این میشه شیوش وتا ازت نگیره دست بردار نیست ولی بار اول اگه تمام این کارا رو انجام داد بهش ندی دیگه دستش میاد که با گریه کاری از پیش نمیبره. 

    بازی نکردن با بچه ها هم اقتضای سنشه به مرور خوب میشه .این طفلی که مثل ما نیست مودب سر سفره بشینه قبلش سعی کن سیرش کن تا عذاب نکشی سر سفره اگه نخورد تلاش نکن بعد بهش بده بچه از گشنگی چیزیش نمیشه اگه یه وعده غذا نخوره بزر سر غذا خوردن سربسرش نذار مخصوصا تو جمع وهیچ وقت تو جمع به خاطر کار اشتباهش دعواش نکن حالا هر کاری که باشه مخصوصا اگه کسی رو زد دعواش نکن چون خیلی رو روحیش تاثیر منفی داره. 

    واسه جیش کردن یا کلا دستشوی رفتن بچه نباید قربون صدقش بری باید به حرفت گوش کنه زود به زود ازش بپرس که جیش داره یا نه و ببرش اگه داشته باشه که میره ولی اگه نه که دیگه هیچی برای توالت رفتن فقط صبر صبر صبر داشته باش. 

    موضوع خوابم معضل منه وتمام راه هارو طی کردم ولی نمی خوابه تازگیا متوجه شدم که کم خونی داره مال اینه . 

    امیدوارم این تجربه ها به دردت بخوره ولی در کل در هرسنی یه شرایط سخت رو باید پشت سر بذاریم .





    -  واقعا سالاییکه پرسیدی سوال همه ماست و ای کاش می تونستیم یه جواب بیم و بگیم این صد در صد درسته ولی چیزی که من خودم تجربه بهم نشون داده و اطلاعات محدودم قد میده رو می گمامیدوارم کمکی بکنه بهت 

    فقط ای کاش بقیه هم از رویتجربه هاشون هم که شده نظر بدن 




    میخوام بدونم از کی باید نظم رو یاد بگیره اگه در مقابل خواسته ی من مقاومت کرد چه رفتاری باید نشون بدم؟ 


    نظر من اینه که تعریف هر مادری از نظم یه چیز متفاوته خیلی از مادرا نمونه اش خود من تو نظم خیلی سخت گر نیستن من خوم همین که بچم یاد بگیره سر وقت بخوابه و سر وقت بیدار شه و سر وقت غذا بخوره و یا سر سفره غذا بخوره یا مثلا قبل غذا شیرینی نخوره و چیزایی از این قبیل برام کافیه حالا اگه مثلا خونه کثیف کنه یا کمدشو به هم بریزه بهش سخت نمی گیرم 


    اگه بش بگم وسایلتو جمع کن و نکنه برام مهم نیست و معمولا خودمم جمع نمی کنم خخخخخخ 

    جدای ز شوخی سیستم من با اینکه در کل مادر آسونگیری نیستم اینطوریه 

    ولی اگه یه خواسته ایی داشته باشم اش که در مقابلش بایسته منم روی حرفم می استم و کوتاه نمیام همینن 




    ممنون میشم اگه روشم اشتباهه بم بگید 


    چقدر بزارم تلوزین نگاه کنه آخه فقط همون موقعست که راحنم و کاری به کارم نداره. 



    پسر منکلا به ندرت تلوزیون می بینه ولی فککنم روزی 1 ساعت خوبه بیشترش دیگه جالب نیست عزیزم 



    وقتی چیزی رو پرت میکنه چی کار کنم.وقتی باباش یا خودم یا کس دیگه ای رو میزنه چی کار کنم؟ 


    از نظرم اگه بتونی بی توجهی کنی عالیه و زود نتیجه می گیرید ولی من خودم گاهی باهاش قهر می کردم و می کفتم کار اشتبه کردی زدن یگران کار خوبی نیست 


    وقتی چیزی میخواد که نمیشه بهش داد چی بگم؟ 


    مث یه آدم بزرگ براش بگو خطرناکه و دلیلشم بگو مثلا بگوچاقو تیزه و دستتو اوف میکنه بهت نمیدم و بهش نده حتی اگه 3 ساعت یه بند گریه کرد 

    البته بهتره که تو این بینیه طوری سرشو گرم کنی و آرمش کنی 


    وقتی میرم مهمونی چی کار کنم با بچه های دیگه بازی کنه و سر سفره غذا بخوره؟ 




    تو مهمونی زیاد بهش سخت نگیر بزار راحت باشهاگه غذا نخورد ببزار پا هیجانی که گرفت تش واسه بازی با بچه ها هم من از وقتی بچمو مهد م زارم بهتر شده قبلا اصلا بازی نمی کرد 


    وقتی جیش داره و در مقابل قربون صدقه ی من نمیره جیش کنه و هی برام اشوه میاد چی کار کنم؟ 


    منم خیلی سر این موضوع درد سر دارم یه بار کولیبهش میدم یه بار قول آب بازی ولی معمولا م گم بیا بریم جیش کنیم بعدش بریم مثل مار ببا رو نیش بزنیم و فرار کنیم که خیلی استقبا میکنه هههههه 




    وقتی از خستگی چشماش متورمه و حاضر نیست بخوابه چی کار کنم؟ 


    این یکی رو واقعا باید با وجه به سیستم بچه ات دستت بیاد هر بچه ایی با یه روشی آرامش قبل از خوابشو به دست میاره ببین کوچولوی تو چطور آروم میشه 

    البته 1 ساعت قبل خواب سعی کن بازی های هیجانی و بدو بدو نداشته باشه در عوض قصه و کتاب داستان و نقاشی و ... باشه









    32 - نمی دونم چی باید بگم نی نی شما ظاهرا یکم لجبازه پسر منم سر لباس پوشیدن اشک منو در میاره حالا فکر کن هر روز صبح می برمش مهد چی می کشم 

    الان تازگی ها یه ترفند جدید به کار می برم و اونم اینه: 


    اولش می گم عززم بیا کول مامان بریم جیش کنیم با این رش می برمش دستشویی و یه کولی بهش میدم و سر حال میاد 


    بعدش می گم حالا بیا لباس بازی کنی که خودشم خیلی استقبال مکنه (منم هر بار تو دلم می گم بیا مامنو زجر کش کنیم ) 

    خلاصه یکی از دستامواز پاچه شلوارش تو میکنم و تکون میدمو با حالت مشکوکی میگم وا چی اون تو رفته تکون میخوره تا پسرم میاد که نگاه کنه ببینه دستمو من صدامو تغییر می دم میگم "پا می خوام ...پای آرین " بعد پاشو یهو می گیرم پسرم بکش من بکش 

    بعدش میکم صبرکن ببینیم ین چیه که پا می خواد و پاشو بیرون میکشم و این کو با هر کدوم از پا ها و دستاش می کنم فک کن 


    برای جوراباشم ال به دور می گماین جورابا شیطنن پای آرین نمی رن می خون برن تو دستاش یه دور تو دستاش میکنم بعد در میارم می کنم اش و با سلام و صلوات راهی مهد می کنمش 



    البته اینو بهت بگم به لطف این بازی به اصطلاح لباس بازی بود که پسرم به رفتن مهد کودک ترغیب شد من از لحظه ایی که بیدارش میکنم تا لحظه ایی که مربیش ازممیگیرتش باهاش بازی میکنم تا بالاخره تازگی ها عادت کرده خدار و شکر








    33 - بچه ها رو باید کلاه سرشون بزاریم و با بازی و خنده لباساشون رو تنشون کنیم برای لبس پوشوندنشون وقت بزاریم و برای غذا دادن و بقیه کارای دیگه هم همینطور 


    در ضمن اینکه به بچه بگی هر لباسی دلت می خواد بپوش به جز لاس عیدت ببخشی عزیزم ولیکاملا اشتباه 

    یعنی شما مجوز شیطونی کردن روبهش دادی 

    اصلا می دونی بچه قای میکنه که چی بپوشه 


    یا خودت تایین کن و عادتش بده به هونی که خودت میکی یا اگه دلت می خواد بهش فرصت انتخاب بدی بین 2 تا لباس و نه بیشتر بزار انتخاب کنه طوری که اگه هر کدوم رو برداشتموردی نداشته باشه







    34 - کتاب مک زوبیک رو دیشب دوباره از اول خوندم تا تمومش نکردم نخوابیدم بازم به دردم خورد اینکه کودکان در این سن وحشتناک هستند ولی روش وشیوه برخورد ماست که اون رو مجاب میکنه که چطوری رفتار کنه . 

    بچه تو این سن کارای میکنه که بر خلاف نطر ماست و علم اینو ثابت کرده که بچه میدونه پدر مادر رو چی حساسه دست رو اون میداره پس ما باید خودمون رو با شرایط اونا وقف بدیم اما رو حرف خودمون محکم وقاطع باشیم به زبون سادهتر بهشون کولی ندیم تا سوارمون بشن وما بعدا عذابشو نکشیم که خود کرده را تدبیر نیست .






    35 - به نطر من باید جلوی چشم بچه اتاقش رو تمییز کنی ووبهش بگو کمکت کنه من شلوارشو میدم میگم بداره تو کمد اگه انجام داد که چه بهتر اگه نه دستشو بگیر در کمد رو باز کن و با هم این کارو انجام بدین البته همیشکی نباشه تا تکراری نشه براش و فکر کنه یه بازیه مثل بازی های دیگه.درهر صورت اینم یه روشه دردت امیدوارم به دردت بخوره.





     



    شاد باشید و آفتاب زندگیتون گرم و پر نور 

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی