close
تبلیغات در اینترنت
گلچین اشعار نظامی گلچین اشعار نظامی گلچین اشعار نظامی گلچین اشعار نظامی گلچین اشعار نظامی
جمعه 30 شهریور 1397
بسم‌الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم  نظامی

 

ای همت هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده  
آنچه تغیر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی  
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست  
هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به 

ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد زنده و فرسوده ما  
پیش تو گر بی سر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم  
یارشو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچاره‌گان  
قافله شد واپسی ما ببین
ای کس ما بیکسی ما ببین  
بر که پناهیم توئی بی‌نظیر
در که گریزیم توئی دستگیر  
جز در تو قبله نخوا
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
برترین کاربر ماه
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
  • هنوز مشخص نشده است
تبلیغات
جای تبلیغات شما
عشقــــ...!
و عشق را 
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشقــــ که زوری نیست...♡

لایق وفا باشی او جفا کند سخت است

مثل یک غریبه اگر با تو تا کند سخت است

 مست دیدنش بشوی، غرق بوسه اش بکنی

 او برای یک لبخند پا به پا کند سخت است

 اسم کوچکش دایم ذکر هر شبت باشد

 او به نام فامیل ت اکتفا کند سخت است

 عاشقی که زوری نیست، چاره غیر دوری نیست!

 او برای این دوری هی دعا کند سخت است...

دوستت دارم....

حتی یک بار نگفتی: دوستت دارم 


فکر کن...! کنکور بدهی اما نتیجه اش اعلام نشود! 

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 331
  • کل نظرات : 137
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 112
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 120
  • گوگل امروز : 1
  • آی پی امروز : 16
  • بازدید دیروز : 320
  • گوگل دیروز : 9
  • آی پی دیروز : 69
  • بازدید هفتگی : 2,228
  • بازدید ماهانه : 11,487
  • بازدید سالانه : 44,571
  • بازدید کل : 575,644
  • اطلاعات
  • امروز : جمعه 30 شهریور 1397
  • آی پی شما : 54.198.103.13
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
تنهایے

تنـہــایے بــכ اωـت! 

امـا بـכتـر از آن، 

ایـטּ اωـت ڪـہ بـפֿـواهے تنــہــایے ات را با آכҐ هـاے مجـازے پر ڪنـے؛ 

آכҐ هایے ڪــہ بـوכ و نبـوכشاטּ بـہ روشـטּ یا פֿـامـوش بوכטּ یڪ چراغبـωـتگے כارכ !

نیستی...

میان این همه مهمان ، 


چقــدر تنهایم ! 

وقتی ، 

در بین این همه کفش ... 

کفش های تو 

.... نیست ! 

بال های عاشق من...

آن پرنده که در آسمان می بینی کبوتر نیست ! 


" دوستت دارم "های جَلد من است که دارد بال بال می زند... 

نظر سنجی
چند سالتونه؟






نظر سنجی
چه مطالبی مورد پسندتون هستند؟









نظر سنجی
موقع تنهایی موسیقی های کدوم رپر رو گوش میدید؟







خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
گلچین اشعار زیبا و ارزشمند نظامی
  • تعداد بازدید : 141
  • گلچین اشعار زیبا و ارزشمند نظامی

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    هست کلید در گنج حکیم  نظامی


     


    ای همت هستی زتو پیدا شده

    خاک ضعیف از تو توانا شده  

    آنچه تغیر نپذیرد توئی

    وانکه نمردست و نمیرد توئی  

    ما همه فانی و بقا بس تراست

    ملک تعالی و تقدس تراست  

    هر که نه گویای تو خاموش به

    هر چه نه یاد تو فراموش به 


    ای به ازل بوده و نابوده ما

    وی به ابد زنده و فرسوده ما  

    پیش تو گر بی سر و پای آمدیم

    هم به امید تو خدای آمدیم  

    یارشو ای مونس غمخوارگان

    چاره کن ای چاره بیچاره‌گان  

    قافله شد واپسی ما ببین

    ای کس ما بیکسی ما ببین  

    بر که پناهیم توئی بی‌نظیر

    در که گریزیم توئی دستگیر  

    جز در تو قبله نخواهیم ساخت

    گر ننوازی تو که خواهد نواخت   

    درگذر از جرم که خواننده‌ایم

    چاره ما کن که پناهنده‌ایم  نظامی


     


    خدایا جهان پادشاهی تو راست

    ز ما خدمت آید خدائی تو راست  

    پناه بلندی و پستی توئی

    همه نیستند آنچه هستی توئی  

    همه آفریدست بالا و پست

    توئی آفریننده‌ی هر چه هست  

    توئی برترین دانش‌آموز پاک

    ز دانش قلم رانده بر لوح خاک  

    چو شد حجتت بر خدائی درست

    خرد داد بر تو گدائی نخست...    

    توئی کافریدی ز یک قطره آب

    گهرهای روشن‌تر از آفتاب  

    تو آوردی از لطف جوهر پدید

    به جوهر فروشان تو دادی کلید    

    نبارد هوا تا نگوئی ببار

    زمین ناورد تا نگوئی ببار  

    جهانی بدین خوبی آراستی

    برون زان که یاریگری خواستی..  

    ز گرمی و سردی و از خشک و تر

    سرشتی به اندازه یکدیگر  

    چنان برکشیدی و بستی نگار

    که به زان نیارد خرد در شمار  

    مهندس بسی جوید از رازشان

    نداند که چون کردی آغازشان  

    نیاید ز ما جز نظر کردنی

    دگر خفتنی باز یا خوردنی  

    زبان برگشودن به اقرار تو

    نینگیختن علت کار تو  

    حسابی کزین بگذرد گمرهیست

    ز راز تو اندیشه بی‌آگهیست نظامی


     


    خوشا روزگارا که دارد کسی

    که بازار حرصش نباشد بسی  

    به قدر بسندش یساری بود

    کند کاری ار مرد کاری بود  

    جهان می‌گذارد به خوشخوارگی

    به اندازه دارد تک بارگی  

    نه بذلی که طوفان برآرد ز مال

    نه صرفی که سختی درآرد به حال  

    همه سختی از بستگی لازمست 

    چو در بشکنی خانه پر هیزم است  

    چنان زی کزان زیستن سالیان

    تو را سود و کس را نباشد زیان  نظامی


     


    به هنگام سختی مشو ناامید

    کز ابر سیه بارد آب سپید  

    در چاره‌سازی به خود در مبند   

    که بسیار تلخی بود سودمند  

    نفس به کز امید یاری دهد   

    که ایزد خود امیدواری دهد نظامی


     


    به هر مدتی گردش روزگار

    ز طرزی دگر خواهد آموزگار  

    سرآهنگ پیشینه کج رو کند

    نوائی دگر در جهان نو کند  

    به بازی درآید چو بازیگری

    ز پرده برون آورد پیکری  

    بدان پیکر از راه افسونگری

    کند مدتی خلق را دلبری  

    چو پیری در آن پیکر آرد شکست

    جوان پیکری دیگر آرد بدست  

    بدینگونه بر نو خطان سخن

    کند تازه پیرایه‌های کهن  

    زمان تا زمان خامه‌ی نخل بند

    سر نخل دیگر برآرد بلند  نظامی


     


    دلا تا بزرگی نیاری به دست

    به جای بزرگان نشاید نشست  

    بزرگیت باید در این دسترس

    به یاد بزرگان برآور نفس  

    سخن تا نپرسند لب بسته دار

    گهر نشکنی تیشه آهسته‌دار  

    نپرسیده هر کو سخن یاد کرد

    همه گفته خویش را باد کرد  

    به بی دیده نتوان نمودن چراغ

    که جز دیده را دل نخواهد به باغ  

    سخن گفتن آنگه بود سودمند

    کز آن گفتن آوازه گردد بلند... نظامی


     


    فلک جز عشق محرابی ندارد

    جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد  

    غلام عشق شو کاندیشه این است

    همه صاحب دلان را پیشه این است  

    اگر بی‌عشق بودی جان عالم   

    که بودی زنده در دوران عالم  

    کسی کز عشق خالی شد فسردست   

    کرش صد جان بود بی‌عشق مردست  

    نروید تخم کس بی‌دانه عشق   

    کس ایمن نیست جز در خانه عشق  

    ز سوز عشق بهتر در جهان چیست   

    که بی او گل نخندید ابر نگریست  

    شنیدم عاشقی را بود مستی   

    و از آنجا خاست اول بت‌پرستی  

    اگر عشق اوفتد در سینه سنگ   

    به معشوقی زند در گوهری چنگ  

    که مغناطیس اگر عاشق نبودی   

    بدان شوق آهنی را چون ربودی  

    و گر عشقی نبودی بر گذرگاه   

    نبودی کهربا جوینده کاه  

    بسی سنگ و بسی گوهر بجایند   

    نه آهن را نه که را می‌ربایند  

    هران جوهر که هستند از عدد بیش   

    همه دارند میل مرکز خویش  نظامی


     


    در عشق چه جای بیم تیغ است   

    تیغ از سر عاشقان دریغ است  

    عاشق ز نهیب جان نترسد   

    جانان طلب از جهان نترسد... نظامی


     


    بیا ساقی آن می نشان ده مرا

    از آن داروی بیهشان ده مرا  

    بدان داروی تلخ بیهش کنم

    مگر خویشتن را فراموش کنم  نظامی


     


    بیا ساقی از سر بنه خواب را

    می ناب ده عاشق ناب را  

    میی گو چو آب زلال آمده است

    بهر چار مذهب حلال آمده است  نظامی


     


    آن پیر خری که می‌کشد بار   

    تا جانش هست می‌کند کار  

    آسودگی آنگهی پذیرد   

    کز زیستن چنین بمیرد ... نظامی


     


    کبکی به دهن گرفت موری   

    می‌کرد بر آن ضعیف زوری  

    زد قهقهه مور بیکرانی   

    کی کبک تو این چنین ندانی  

    شد کبک دری ز قهقهه سست   

    کاین پیشه من نه پیشه تست  

    چون قهقهه کرد کبک حالی   

    منقار زمور کرد خالی  

    هر قهقهه کاین چنین زند مرد   

    شک نه که شکوه ازو شود فرد  

    خنده که نه در مقام خویش است   

    در خورد هزار گریه بیش است... نظامی


     


    خدایا چون گل ما را سرشتی

    وثیقت نامه‌ای بر ما نوشتی  

    چو ما با ضعف خود دربند آنیم

    که بگزاریم خدمت تا توانیم  

    تو با چندان عنایت‌ها که داری

    ضعیفان را کجا ضایع گذاری  

    بدین امیدهای شاخ در شاخ

    کرم‌های تو ما را کرد گستاخ  

    و گرنه ما کدامین خاک باشیم

    که از دیوار تو رنگی تراشیم  

    بیامرز از عطای خویش ما را

    کرامت کن لقای خویش ما را  

    من آن خاکم که مغزم دانه تست

    بدین شمعی دلم پروانه تست  

    توئی کاول ز خاکم آفریدی

    به فضلم زافرینش بر گزیدی  

    چو روی افروختی چشمم برافروز

    چو نعمت دادیم شکرم در آموز  نظامی


     


    بزرگا بزرگی دها بی کسم

    توئی یاوری بخش و یاری رسم  

    نیاوردم از خانه چیزی نخست

    تو دادی همه چیز من چیز توست  

    عقوبت مکن عذر خواه آمدم

    به درگاه تو روسیاه آمدم  

    سیاه مرا همه تو گردان سپید

    مگردانم از درگهت ناامید  

    سرشت مرا که آفریدی ز خاک

    سرشته تو کردی به ناپاک و پاک    

    خداوند مائی و ما بنده‌ایم

    به نیروی تو یک به یک زنده‌ایم  

    هر آنچ آفریده است بیننده را

    نشان میدهند آفریننده را نظامی

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی